علي بن حسين انصارى شيرازى

99

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

جمسفروم جماهور سليمان گويند و آن ريحان سليمان است و گفته شود جمد چينى ملح چينى است صاحب تحفه جمد چينى را اسبوس مىداند جمست سنگى است بنفشجى كه به سرخى مايل بود و آن معدن سه روزه مدينه است و اگر از آن ظرفى سازند و بدان شراب بياشامند مستى نكند و اگر ظرفى بزرگ بود و آن را كسى با خود دارد از نقرس ايمن بود و اگر در شيب جامهء خواب نهند از احتلام ايمن باشند جمسين نوعى بود از انجير بيونانى سقومودى گويند و ايقاسون قاسين نيز خوانند و معنى آن تين احمر بود و ورق آن به ورق توت ماند و بغايت بىطعم بود و درخت وى بسيار شير بود و در وى قوت جاذبه بود از عمق بدن و شير وى نافع بود در ورمها كه دشخوار تحليل يابد همچون خنازير و طبيخ وى نزف دم را نيكو بود و عصارهء ورق وى چون بر ورمها صلب ضماد كنند نافع بود و دماميل را نضج دهد و با اشق بر سپرز ضماد كردن نافع بود و گزندگى جانوران را خوردن و طلا كردن سود دارد و معده را بد بود و شكم براند و غذا اندك دهد و اولى آن بود كه بعد از آن سكنجبين و يا گلنگبين خورند جمجم بيخى است كه به شقاقل مصرى ماند برنگ و گويند كه از زمين زر رويد و گويند آن را بسوزن زرين از زمين بركشند و ميان اهل چين عزيز بود و گويند از تركستان خيزد و معروف به جمجم ختائى بود نافع بود جهت ربو و ضيق النفس و مجرب است و خناق را سود دارد و مقدار مستعمل از وى نيم درم بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : جمجم با كسر دو جيم بيخى است شبيه به زردك برى باريك و دراز و اندرون آن سفيد و بيرون آن ما بين سفيدى و زردى و خوشبوى با اندك تلخى و تندى و شيرينى صاحب تحفه مىنويسد : در بلاد لرستان آن را كزرموشان نامند جنطيانا دو نوع است يك نوع رومى و يك نوع طرمقانى و آن بيخى سرخ‌رنگ بود به اندازه انگشت سطبرتر و بزرگتر و گويند وى را بنام پادشاهى خوانند كه آن را شاه جنطى نام بود و گويند جنطين الملك و بهترين رومى بود بغايت سرخ‌رنگ و خوشبوى بود و طبيعت وى گرم است در سيم و خشك است در دوم سده جگر و سپرز بگشايد و حيض و بول براند و چون نيم مثقال با شراب بياشامند ترياق گزندگى عقرب و همه گزندگان بود و چون با عسل بسرشند و آب نيمگرم و بر موضع گزندگى ضماد كنند نافع بود و اگر فزرجه آن زن به خود برگيرد بچه بيندازد و ترياق گزندگى مار و سگ ديوانه و زهرهاى كشنده بود و درد جگر و معده و ذات الجنب را نافع بود و در داروهاى چشم بعوض افيون مستعمل بود و بهق را زايل كند و اسحق گويد مضر است به سينه و مصلح وى اسقلولوقندريون بود و بدل وى رازى گويد يك وزن و نيم آن اسارون و نيم وزن آن پوست بيخ كبر بود و گويند بدل وى زراوند مدجرج است و ابن زهر در خواص آورده « 1 » كه بر زنى كه خون حيض زيادت رود و بازنبندد جنطياناى رومى بكوبد و با حنا بسرشد و بر دست بندد و خون بازايستد ( 1 ) - ابن زهر ابو العلا طبيب نام كاملش ابو العلا زهر بن ابى مروان عبد الملك بن محمد بن مروان بن زهر طبيب مشهور زمان خويش بود وفاتش به نوشته كشف الظنون